تبليغاتX
با گريه خنديدن
با گريه خنديدن
با تو این تن شکسته، داره کم کم جون می گیره...
یکشنبه 14 تیر1388
تف سر بالا... ...  


مثل یک حباب

روی این سراب

آه! یا نه...

این حباب را چه کار با من شبیه هیچ؟

مثل یک بنای ایستاده در آستانه ی خراب

در کنار های های بال جغد شوم

بی امید عافیت

یا نه!

بی امید عاقبت

به سرنوشت شوم و چرک خویش

بر تمام اوج پست آن

بر تمام گوشه و کنار سست آن

تف روانه می کنم

تف به سمت آسمان...