تبليغاتX
با گريه خنديدن
با گريه خنديدن
با تو این تن شکسته، داره کم کم جون می گیره...
دوشنبه 1 تیر1388
کاوه یا اسکندر ؟ ...  

...

***

تاریخ می گوید تابستان آغاز شده است. هرسال تابستان دیگرگونه بود و تیر فصل گرمی بود با میوه هایی تازه و گوارا. امسال حنظل را ماند...
***
همیشه نگران این بودم که چرا این چند وقت اینقدر از مرگ می نویسی؟ واقعا چرا؟
راستی! تو امروز شمع های چند سالگی ات را فوت نکرده باقی گذاشتی بر مزار پدرت؟
تولدت مبارک
...