تبليغاتX
با گريه خنديدن - تجربه های شاعری
عاشقم کن ولی با دلم راه بیا...


آفتاب و زمین خیس.

جدال بی دلیل نور و قطره های باران.

درخشش چاقو.

نرده های خیس

سرخ.

در رگهای من

خون موج می زد

حالا در رگهای نرده... 


نوشته شده توسط سميه رشيدي  در ساعت 10:45 | لینک  |