تبليغاتX
با گريه خنديدن - وبلاگ من و دوسالگی اش
این واژه ها انگورهایی رسیده بر شاخسار درختی تناورند.... تو بچینشان

موقعی که دو سال پیش یکی از همین روزها تصمیم گرفتم یک وبلاگ راه‌اندازی کنم تا اونجا «هم» بنویسم، فکر می‌کردم وبلاگ جاییه برای خود خود آدم. جایی که می‌تونه هرچی دلش خواست بنویسه. از حرفهای عاشقانه و لطیف گرفته تا فحش و ناسزا به در و دیوار و زمونه و کفر و ... . یه مدت گذشت و من بر همین خیال خام بودم. برای خودم می‌نوشتم و شاد بودم. اما در این میانه نظرات دوستان کمی تکانم داد. مدتی که حال خوبی نداشتم دوستان دائم شکوه و شکایت داشتند که اینها چه حرفهاییه و یعنی چی و چه معنی داره و این حرفها با ذات دخترها سازگاری نداره (قابل توجه جناب م.خ) و ... . یا وقتی جمله‌ای که احساس می‌کردم گره‌ای شده است روی دلم و باید بگویم را نوشتم، دوستان متعرض شدند که یعنی چی این جمله؟! ما وقتی نمی‌فهمیم یا نمی‌دونیم پشت این جمله چیه برای چی باید مجبور باشیم بخونیمش و ... . یا همین اواخر که نوشته‌هام رنگ و بوی روزها و شبهای خودم را داشتند، کسانی آمدند و نوشتند اینجا آدم رو افسرده می‌کنه، آدم رو می‌ترسونه، اینجور نباش و .... .

حالا که دیگه دو سال از عمر اینجا می‌گذره، کاملا فهمیدم که سخت در اشتباه بودم. اینجا باید خیلی مراقب بود. چشم‌هایی هستند که انتظاراتی دارند. حرف دل را همان بهتر که در پستوی خانه نهان کرد. حرف دل را چه به داد و فریاد کردن بر سر کوی و بازار وبلاگ و نت؟! شاید بهتره راجع به دردسرهای دختران بنویسم و حوادث روز و هر از گاهی شعری و داستانکی و نوشته‌ای تا دوستان را خوش ‌آید و خوشحال شوند و از من نرنجند که افسرده‌شان می‌کنم با نوشته‌هایی که به خدا قسم، فقط حرف دل من‌اند. نه تظاهر و نه تلاش برای جلب نظر. حالات متغیر روحانی من عامل این نوسانات هستند. بابت آنچه تاکنون شده است، تنها می‌توانم عذر بخواهم. همین. اما از این پس وبلاگ را باب طبع مخاطبین خواهم کرد. شاید اصلا اینطور بهتر باشد. اینجا که دریچه‌ای رو به ابدیت نیست تا حرف‌های مرا به آن سوی بی‌سو برساند. کسی هم نیست که بخواهم از راه وبلاگ حرف‌هایم را برایش بگویم که اگر باشد حرف‌ها را به خود او خواهم گفت چه نیاز به وبلاگ و اینترنت و تارنما؟!! مخاطبین من عزیزان من هستند. گام‌هایشان عزیز است و نظرهایشان هم. احترام به آنها باید باشد تا راضی باشند. سعی خواهم کرد اینگونه باشم از این پس... .

 اینگونه بلاگم دو ساله می‌شود...

نوشته شده توسط سميه رشيدي  در ساعت 1:24 | لینک  |