تبليغاتX
با گريه خنديدن
با گريه خنديدن
با تو این تن شکسته، داره کم کم جون می گیره...
چهارشنبه 6 خرداد1388
دستور زبان درد ...  

از بد بدتر اگر هست

این است

اینکه باشی

در چاه نابرادر ، تنها ...

زندانی زلیخا

چوب حراج خورده ی بازار برده ها

البته بی که یوسف باشی !

پس بهتر است درز بگیری

این پاره پوره پیرهن

بی بو و خاصیت را

که چشم هیچ چشم به راهی را

روشن نمی کند!!!

(قیصر امین پور)

***

خدا پدر بانیان خانه ی شاعران ایران را رحمت کند. امسال که به دلایلی مجبور شدم سری به نمایشگاه کتاب بزنم، در میان پرسه های بی حالی و قدمهای خسته بر کف نمایشگاه کشیدن، ناگهان از میان آن همه صدا، صدایی آشنا جلبم کرد. ناخودآگاه به سمت صدا کشیده شدم. پروردگارم! این که صدای قیصر امین پوره. این هم خودشه که داره شعر می خونه:

              الفبای درد از لبم می تراود                 نه شبنم ، که خون از شبم می ترواد

اشک اما
ن نداد.
حالا به برکت وجود این دی وی دی، هروقت دلتنگ استاد شوم، هم صدایش هست و هم تصویر نگاه مهربانش.
داشتم با خودم فکر می کردم یعنی حالا که سالی از رفتن او گذشته است، دیگر نگاهش خاک شده است؟!