واقعا عجیبه! به هیچ وجه باور کردنی نیست! آدم اینقدر ... (بی حواس!)
دوستم که برای سرو سامان دادن به پایان نامهاش اومده تهران، از من خواست که برای راست و ریست کردن فهرست و صفحات کار، کمکش کنم. من هم که همه فن حریف! مدعی! اوف ف ف ف ف!!
نشستم و سه روز کارش را مرتب کردم.
امروز روز آخرت این بشر بود؛ یعنی باید کارش را تحویل استاد می داد. صبح با گردنفرازی بهش زنگ زدم و گفتم که بیا کارت آماده است و پولش رو آماده کن و ... .
آمد و نشستیم کارهای دیگهای هم روش انجام دادیم و save کردم و هر file را جداگانه نامگذاری کردم و بسیار با کلاس، آماده شدم که فایلها رو روی Floppy کپی کنم و فاتحه!
احساس کردم(فقط یه احساس بود، اینکه چرا اینقدر بهش اهمیت دادم عجیبه!) بدک نیست Floppy رو Format کنم. همه فایلها را –بدون استثنا- کپی کردم روی cool disk خودم و رفتم My Computer و الهی به امید تو، گزینه Format را زدم و سوالش را هم مبنی بر پاک شدن فایلها و اطمینان و ... با Ok جواب دادم و راحت تکیه دادم به صندلی.
(لطفا عصبانی نشوید که من چرا موضوعات ساده را اینقدر کامل و با جزئیات توضیح می دم! همه اینها مهم هستند. مهم!)
بله تکیه دادم به صندلی و Format تمام شد و من روی cool disk کلیک کردم که فایلها رو کپی کنم روی Floppy .
کلیک همانا و شوک ناگهانی همان.
(فکر میکنید من چه کرده بودم؟)
این یک حقیقت تلخ بود که :
من به جای Floppy ،؟cool disk را Format کرده بودم.................. . تمام فایلهای پایاننامه و کلی از فایلهای کارهای متعدد خودم رفتند هوا!!
*********
این اتفاق تمام امروزم را به هم ریخت. هرچند که همه فایلها را دوباره با زور و ضرب و البته مهربانی برادر محترم، پیدا کردم، اما شوک این اتفاق هنوز با من هست.
اینکه خیلی از اتفاقا، ناگهان، میافتند و شاید هرگز جبران پذیر نباشند. حتی با کمک برادر و برادران محترم.... . احساس میکنم درس امروز همین بود. همین.