خسته نباشید.
نمایشگاه کتاب که تمام شد، دوست داشتم این جمله را با فریادی بلند به گوش تمام مردم ایران و البته برخی کشورهای دوست و همسایه برسانم. به هرحال درخت فرهنگ و بالندگی کشورمان یک سال بزرگتر شده است... .
بگذریم.
امروز قصدم این است که به طبقه بندی برخی از بازدیدکنندگان نمایشگاه بپردازم:
1- دانشجویان: در این دسته، تمام دانشجویان دوره های کاردانی، کارشناسی، کارشناسی ارشد، دکترا و بالاتر جای می گیرند. این افراد بیشتر برای تهیه کتابهای درسی که توسط اساتید معرفی شده اند، به نمایشگاه سرازیر می شوند. به خصوص که اردی بهشت ماه، زمانی بسیار نزدیک به امتحانات است و بهترین زمان برای تهیه کتابهای درسی که یک ماه بعد، امتحان آنها برگزار خواهد شد. این گروه ممکن است بیشتر از دو روز در نمایشگاه دیده شوند و غیر از کتاب درسی، کتابهای متفرقه را هم دیده و از برخی غرفه ها، کتابهای دیگری نیز خریداری نمایند.
2- اساتید: این دسته را به راحتی می توان تشخیص داد. حتی راحت تر از دسته اول. این گروه، کیفی در دست دارند و در حالی که با دست دیگر گاه گاه عرق پیشانی شان را خشک می کنند، با حسرت سری تکان می دهند. این گروه بیشتر از یک نصفه روز در نمایشگاه دیده نمی شوند.
3- دانش آموزان: حاجتی به بیان نیست. در غرفه های گاج، کانون فرهنگی آموزش و ... تعداد قابل توجهی از این دسته را خواهید دید. شاید با برخی نیز، به نام آشنا شوید. توسط بلندگوی که نام افراد گم شده را با ذکر نام مدرسه شان فریاد می زند.
4- سالمندان: افسوس می خورم که چرا از بعضی صحنه ها عکس نگرفتم. باور کنید دو ساعتی که روز یک شنبه پشت درهای بسته نشسته بودم، به وفور از افراد این دسته دیدم. این افراد، عموما بالای 60 سال دارند. به جای توضیح بیشتر، توصیه می کنم فردا صبح، ساعت 8 به بعد، نگاهی به یکی از بوستان ها بیندازید تا برخی از آنها را ببینید. پیرمردها و گاه پیرزن هایی که یا نشسته اند، یا با زنبیل یا کیسه ای که در دستانشان که پشت کمرشان حلقه شده، مشغول قدم زدن هستند. این افراد نمایشگاه را مکان مناسبی برای یافتن هم صحبت و گوشهای فراوان برای نصیحت کردن می دانند.
5- فرهیختگان: این دسته هم مانند دسته 3 حاجتی به بیان ندارند!
6- معماران و مهندسان: این دسته افراد طی امسال و سال گذشته، نمایشگاه کتاب تهران را مکان مناسبی برای دریافت اطلاعات مهندسی و معماری دانسته اند. (چرا عکس نگرفتم؟!) دلیل این امر، ساخت و سازهای دائمی در مصلی است که جایگاه بسیار مناسبی برای شناخت انواع تیرآهن، میلگرد، شیوه های نوین معماری و ... است. این افراد کاملا قابل شناسایی هستند. یا اصلا به داخل نمایشگاه و غرفه ها نمی آیند و از فضای بیرونی بهره می برند و اگر هم بیایند شبیه کفتربازها، در حالی که چیزی زیر لب زمزمه میکنند(احتمالا به ذهن می سپارند!)، سرشان بالا است و در حال شمارش ستون ها و تیرچه ها و ... .
7- بیکاران: کسانی که برای خرید یک کتاب به نمایشگاه می آیند و 5 ساعت دنبال غرفه مورد نظر می گردند و بعد از این مدت خواهند دانست که ناشر مورد نظرشان در شبکه موجود نیست! این دسته هم در آمار، شاید جزء گروه 5 محسوب شوند.
8- کودکان و اطفال زیر 5 سال: احتمالا شما هم با تعداد زیادی از آنها در میان غرفه ها برخورد داشته اید. اطفالی که پس از مدتها فضایی بزرگتر از منزل یافته اند تا در آنجا با هم سن و سالهای خود که شکر خدا کم هم نیستند، قایم باشک بازی کنند. این گروه به دلیل میزان بالای ورود و خروج از درها، نقش مهمی در بالا رفتن آمار بازدیدکنندگان از نمایشگاه دارند... . صدای خوبی هم دارند، عموماً!
9- خوره ها: این افراد پای ثابت تمام غرفه ها هستند. عموما قوی هیکل اند، صدایی رسا دارند و همچنین دارای معجزاتی چون طی الارض هستند و در آن واحد ممکن است در غرفه های متعددی باشند. هر روز هستند. تعداد زیادی کتاب می خرند. اصولا خوب هم چانه می زنند. در کل، نمایشگاه به عشق این افراد هرساله برپا می شود!
10- امثال من: چند ساعتی در نمایشگاه حاضر می شوند. برخی غرفه ها را سرمی زنند. به علت حجم بالای افراد 9 دسته بالا، و ضعف سیستم دفاعی و جسمانی!! گوشه هایی از برخی کتابها را می بینند. عطا را به لقا می بخشند. با چشمانی خیره به دیگران نگاه می کنند. دائم به دنبال سوژه اند. بعد از یافتن چند سوژه ی به اصطلاح تپل، از دیگران راه خروج را می پرسند و ... فرار.
***
خیلی تلاش کردم. باور بفرمایید این نوشته حاصل ساعتها نوشتن است. اعتراف می کنم تا به حال اینقدر سعی در خودسانسوری نداشتم. اما این بار سعی کردم بدون عصبانیت و کینه بنویسم.
چه می شود گفت؟
***
در پست بعدی انشاءالله عناوین پرفروش ترین کتابهای نمایشگاه بیست و یکم را خدمتتان عرضه خواهم کرد.
